امیرعباس ربیعی، كارگردان سینما و داور بخش فیلمهای كوتاه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، در گفتوگو با برنامه «هفت اقلیم» رادیو فرهنگ، با تأكید بر ضرورت مردمیتر شدن جشنواره امسال، بیان كرد: «جشنواره مقاومت امسال باید رویكرد متفاوتی میداشت. پس از این دو جنگ، انتظار من برآورده نشد و احساس میكردم كه جشنواره باید مردمیتر باشد.
شاید جا داشت پلی میان جشنواره و شبهایی كه مردم در میدانها و خیابانها حضور دارند، زده میشد تا جشنواره رنگوبوی مقاومت به خود بگیرد؛ چراكه پس از این جنگها، مقاومت بسیار بومیتر و عمومیتر شده است. اكنون رزمندگانی كه این كشور را حفظ كردهاند، در حقیقت خود مردم هستند. زمانی در دوران جنگ، مردم پشت جبهه بودند، اما اكنون در خط مقدم جبهه قرار دارند. به نظرم باید این رویكرد تغییر میكرد.
بسیار خوب بود اگر فیلمها در میدانها به نمایش درمیآمدند و هنرمندان به میان مردم میرفتند. این ایدهای بود كه در اینجا مطرح كردیم. اگر افتتاحیه و اختتامیه در میان مردم برگزار میشد، هنرمندان از نزدیك و چهرهبهچهره با مردم گفتوگو میكردند و مردم فیلمها را در خیابانها میدیدند، اتفاق بسیار خوبی رقم میخورد. فیلمها نیز غالباً پیشتر در سینماها یا جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمدهاند و قرار نیست رونمایی تازهای از آنها صورت بگیرد كه نیازمند دقت صددرصدی در اكران اولیه باشد.»
ربیعی در پاسخ به این پرسش كه فیلمسازی دشوارتر است یا داوری آثار دیگران، افزود: «هر دو دشوار است. هنگامی كه انسان در برابر مخاطب احساس مسئولیت میكند، كار بسیار سختتر میشود. ساخت فیلم مسئولیت سنگینی به همراه دارد؛ قرار است زمانی از سوی مخاطب به فیلم شما اختصاص یابد و بخشی از زندگی و وقت او صرف تماشای اثرتان شود. به همین دلیل، انسان باید در ضمیر و وجدان خود احساس كند كه این زمان را هدر نمیدهد و از نظر سینمایی، هنری و زیباییشناختی، اثری خلق میكند كه روح مخاطب را تازه كند و سخنی كه مطرح میكند، آوردهای واقعی داشته باشد؛ تكراری و كلیشهای نباشد و از زاویه دیدی برخوردار باشد كه برای مخاطب احساس تازگی ایجاد كند.»
این كارگردان سینما درباره مفهوم مقاومت در زندگی روزمره و ارتباط آن با جشنواره بیان كرد: «از نخستین روزی كه در این برنامه حضور یافتیم، تلاش كردیم به مردم بگوییم كه مقاومت صرفاً همان معنای مألوفی نیست كه این روزها به ذهن متبادر میشود؛ بلكه هرگونه ایستادگی در برابر فقدان، مصیبت و جنگ و هر نوع پایداری در برابر دشواریهایی كه انسانهای معمولی در زندگی خود تجربه میكنند، میتواند مصداقی از مقاومت باشد.
فكر میكنم یكی از دلایل شكل نگرفتن پیوند مردمی و رونق مورد انتظار در این جشنواره، فارغ از موضوعاتی مانند كمبود تبلیغات محیطی، این بود كه نتوانستیم مفهوم مقاومت را بهخوبی برای مردم تبیین كنیم. شاید برخی از مردم تصور كردند این همان روایتی است كه 24 ساعت شبانهروز از طریق تلویزیون و رسانهها میشنوند و با خود گفتند وقتی این روایت را میبینیم، چرا باید دوباره در اینجا حضور پیدا كنیم؟ در واقع، نتوانستیم مفهوم گسترده و بسیط مقاومت را بهدرستی تبیین كنیم.
وقتی موضوع مقاومت به ذهن متبادر میشود، با مظلومیتی گره خورده است كه اقتدار در درون آن نهفته است. كسی كه قدرت زیادی دارد، نیازی به مقاومت ندارد؛ بلكه كسی كه ظاهراً دستش خالی است و مورد ظلم قرار گرفته، اما در عین حال مقتدر است و زیر بار زور و تسلیم شدن نمیرود، معنای واقعی مقاومت را شكل میدهد.»
وی در ادامه افزود: «این مفهوم تنها به كلانروایتها محدود نمیشود، بلكه همه افراد در زندگی روزمره خود همواره در حال مبارزهاند. برای نمونه، یك خواربارفروش را در نظر بگیرید؛ شرایط اقتصادی دشوار است و دیگر برای او بهصرفه نیست كه اجناس را نسیه بفروشد، اما شرایط مردم را درك میكند و این كار را انجام میدهد. به نظر من، او نیز مصداق یك فرد مقاوم است.
ما انسانها ذاتاً و فطرتاً مبارز آفریده شدهایم و دوست داریم برای زیست شخصی خود بجنگیم؛ چه در دوران تحصیل، چه در روابط با والدین، چه در حوزه تربیت و مسائل تحصیلی و شغلی و چه در عرصههای گستردهتر اجتماعی. افرادی كه اهل مقاومتاند، در شرایط كنونی احساس نمیكنند كه باید در یك جشنواره محفلی و گوشهنشین حضور پیدا كنند و به تماشای آثار بنشینند؛ چراكه زمانه تغییر كرده است. اگر شرایط مانند سالهای گذشته عادی بود، جشنواره رونق بیشتری داشت و مردم برای تماشای فیلمها به آن مراجعه میكردند.
اما به نظرم اكنون مردم در دل جنگ و در خط مقدم قرار دارند و جشنواره مقاومت باید به سراغ آنها میرفت. جشنواره باید خود را عرضه میكرد و به میان مردم میآمد. نشستن در یك محفل خاص و انتظار برای حضور مخاطبی كه اكنون به زعم خود مشغول انجام كار بزرگتری است، منطقی نیست.»
ربیعی درباره كیفیت آثار رسیده به جشنواره و نگاه به آثار فیلمسازان جوان گفت: «آثار امسال از تنوع ویژهای برخوردار بودند. موضوعات مقاومت تا سالهای گذشته بیشتر معطوف به جنگ تحمیلی هشتساله بود، اما امسال با توجه به تجربه زیسته ما، تنوع خوبی در آثار دیده میشد. فیلمهایی درباره فلسطین و مقاومت فلسطین، جبهه مقاومت، جنگهای 12روزه و 40روزه، مقاومت مردمی در دو جنگ تحمیلی اخیر و همچنین كودكانی كه در جنگ اخیر مظلومانه به شهادت رسیدند، در میان آثار وجود داشت.
تنوع آثار مطلوب بود، اما مسئلهای كه آزاردهنده به نظر میرسید، ضعف در درك هنری و بصری آثار بود. احساس من این بود كه فیلمها بیش از آنكه برای خلق یك اثر هنری تلاش كنند، درگیر مضامینی بودند كه بهدرستی دراماتیزه نشده بودند و این یك نقص به شمار میرود.
سینماگران جوان ما باید بر این نكته پافشاری كنند كه حرف درست خود را باید به زبان سینما بیان كنند؛ چراكه این محتواها هنوز به اندازه كافی در قالب و ساختار سینمایی و بیان هنری متبلور نشده بودند.»