بودجه فرهنگی؛ از «حق دستگاه برای دریافت پول» تا «مسئولیت برای تولید نتیجه» / بودجه باید قبل از خرج‌شدن صاحب شاخص شود، نه بعد از آن صاحب توجیه

یك پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و استاد دانشگاه با آسیب‌شناسی نظام بودجه‌ریزی فرهنگی كشور پر رادیو فرهنگ تأكید كرد: بودجه‌ریزی در حوزه فرهنگ باید از تلقی سنتیِ «حق دستگاه برای دریافت سهم سالانه» فاصله گرفته و به «مسئولیت در قبال تحقق اثر ملموس» دگرگون شود؛ چرا كه خطای سیاستی در تخصیص منابع فرهنگی به دلیل پنهان بودن آثار آن در كوتاه‌مدت، خسارت‌های جبران‌ناپذیری بر جای می‌گذارد

1405/07/28
|
08:14

دكتر عباس صفایی‌مهر در برنامه تخصصی «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ با موضوع «هزینه‌كرد بودجه فرهنگی و ارتباط بودجه با نیازها» با تشریح مفهوم اقتصادی «هزینه فرصت» در حوزه فرهنگ بیان داشت: هر تصمیم بودجه‌ای، در واقع دو تصمیم هم‌زمان است؛ انتخاب یك گزینه و ناگزیر صرف‌نظر كردن از گزینه‌های دیگر. مفهوم هزینه فرصت در فرهنگ حساسیتی مضاعف دارد؛ زیرا پیامدهای یك تصمیم نادرست فرهنگی، برخلاف حوزه‌های عمرانی یا اقتصادی، بلافاصله در آمارها پدیدار نمی‌شود، بلكه با تأخیری چندساله آشكار می‌شود؛ از جمله تضعیف تدریجی یك كتابخانه محلی، افول گروه‌های هنری اصیل، یا فراموشی مهارت‌ها و سنت‌های زیست‌بوم بومی كه ترمیم آن سال‌ها زمان می‌برد
وی زمان را یكی از اركان ماهوی تخصیص منابع دانست و افزود: زمان صرفاً یك ظرف تقویمی نیست، بلكه بخشی جدایی‌ناپذیر از خود بودجه است. پرداخت دیرهنگام اعتبارات، قدرت برنامه‌ریزی را از مدیران سلب كرده و موجب از دست رفتن فرصت‌های بی‌بازگشت فرهنگی می‌شود. علاوه بر این، بودجه یك ابزار نمادین است و به بدنه نظام اداری پیام و علامت می‌دهد كه چه رفتارهایی ارزش تقویت دارند و چه اموری در حاشیه قرار گرفته‌اند.
صفایی‌مهر با انتقاد صریح از حاكمیت مدل «بودجه‌ریزی افزایشی» كه در آن نقطه شروع همیشه بودجه سال گذشته به اضافه درصدی افزایش است، گفت: اگر خواهان كارآمدی هستیم، باید سه جابه‌جایی راهبردی را رقم بزنیم: نخست، گذار از ردیف‌محوری به سمت مسئله‌محوری؛ دوم، حركت از بودجه مبتنی بر فعالیت (صرفاً گزارش همایش و عملكرد صوری) به سمت بودجه معطوف به نتیجه؛ و سوم، جایگزینی توزیع تاریخی اعتبارات با عدالت فرهنگی؛ عدالتی كه به معنای تقسیم مساوی پول میان همگان نیست، بلكه تخصیص اعتبار متناسب با شكاف دسترسی، محرومیت‌های منطقه‌ای و نیازهای عینی هر بخش است
این استاد دانشگاه با تأكید بر اینكه سازوكار ارزیابی باید «پیش از تخصیص بودجه» به شكل قطعی طراحی شود، تشریح كرد: یك نظام سنجش علمی باید دارای چهار مرحله كلیدی باشد: تعریف دقیق مسئله و چرایی مداخله، مشخص كردن خط پایه (وضعیت موجود)، تعیین هدف قابل سنجش و قضاوت، و در نهایت تدوین نظریه تغییر؛ بدین معنا كه سازوكار رسیدن ورودی‌ها به خروجی‌ها و سپس پیامدها و آثار نهایی دقیقاً مشخص باشد. همچنین باید میان این چهار سطح تمایز قائل شد و با استفاده از شاخص‌های پیشرو (مانند رضایت و نرخ بازگشت مخاطب) به سنجش اثربخشی هزینه پرداخت. مهم‌ترین معیار ما باید سنجش "اثر اضافی" باشد؛ یعنی ارزیابی كنیم آیا این رویداد یا اثر فرهنگی بدون مداخله و حمایت مالی دولت هم خودبه‌خود محقق می‌شد یا تزریق بودجه دولتی تغییر واقعی و ماندگار آفریده است؟
وی با اشاره به یك اصل راهبردی در مدیریت منابع خاطرنشان كرد: بودجه فرهنگی باید پیش از آنكه خرج شود صاحب شاخص و سنجه‌های ارزیابی شود، نه اینكه پس از هزینه‌كردن اعتبارات، مدیران به دنبال تراشیدن توجیه و استدلال باشند.
صفایی‌مهر در پاسخ به این پرسش كه مشكل اساسی فرهنگ «كمبود منابع مالی» است یا «ضعف حكمرانی»، تصریح كرد: هر دو شكاف وجود دارد، اما نباید صورت‌مسئله را ساده‌سازی كرد. برای ارزیابی شفافیت بودجه باید چهار لایه مجزا را از یكدیگر تفكیك نمود: رقم بودجه مصوب، میزان تخصیص واقعی، پرداخت به‌موقع منابع، و اثر عینی ایجادشده در میدان زندگی مردم. در حال حاضر بخش قابل توجهی از منابع در تله "بودجه سخت" یا اعتبارات قفل‌شده در ساختار اداری گرفتار است و از سوی دیگر گرفتار پدیده "هزینه‌های غرق‌شده" هستیم؛ پروژه‌هایی ناكارآمد كه صرفاً به این دلیل تداوم می‌یابند كه قبلاً برایشان هزینه شده است، بی‌آنكه بازدهی فرهنگی داشته باشند. معیار نهایی كارآمدی این است: چه میزان از پول تصویب‌شده در قانون، واقعاً و به‌موقع به مأموریت اصلی اصابت كرده و چه اندازه از آن به اثر ملموس فرهنگی در جامعه بدل شده است

دسترسی سریع